جمعه هفدهم فروردین 1386
به ماه روی تو لبخند
خنده می کند
سبزه های سین سفره ی جنوب
سنگ ــ سه تیر ـــسینمای رکس
کودکی ام را در روشنائی شمع دیده ام
خنده های به ظاهر مست گریه ها وزخمهام را
لا به لای این همه سال ـــ پشت هم
مادرانی که می میرند
دختران تقدیری که می زایند
عشقهای بچگی ام کور
در دالان مغزم خاک می خورند
دنباله اش که می کنی ...
بهار فروردین را سر کشیده
بی فردا به امروز رسیده اند دخترانی که جخ مادر شده اند
شاید مادران دیروز پیر شوند
و من هنوز که هنوز است
پسرم ...پسر
فروردین ۸۶
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط : یا سر اله بخشی
